اي کاش پيش من مي ماند وغم مرا بر طرف مي ساخت
کجاست عمويم؟
که چرا عباس تاخير کرده و نيامده؟
اي حسين اي سرپناي من من دردانه شما هستم ،سکينه از تو معذرت مي خواهم پدرم و مي دانم عذر خواهي من قبول مي شود چرا که من بودم که از عموي خود تقاضاي اب کردم اين دست خودم نبود چون از فراط عطش آتشها در دل من شعله ور بود چنين بود عمويم رفت و من در انتظار او ماندم و آنقدر منتظر شدم که انتظار خسته شدم از انتظار خسته شدم و پيوسته لحظه ها را شمارشکردم و اين جان به لب رسيده فرياد مي کردانتظار مي کشيدم در حاليکه قلبم مانند بال کبوتران در حال پر پر زدن است به خودم گفتم چرا از عمويم آب طلب کردم خو را سرزنش کردم و به شدت پشيمان شدم
آيا عمو باز خواهد گشت؟
آيا علم و مشک آب و شمشير او را دوباره خواهم ديد؟
من سيراب شدن نمي خواهم .
سلام به دوستان خوبم بعد از مدتي اومدم بگم شرمنده كه دير اومدم خب ميدونيد كه 27 عزاداري سيدالشهدا سالار شهيدانه و دوست دارم تمام اين مطلب بخونيد و برام دعا كنيد!!!!!!!!!!
پرونه ها رفتند بار سفر بستند از من جدا گشتند روي سوي جانان تا كي ببارم مثل باران بهاري از ديدگان من شودخونا به جاري از اب مژگان گونه هايم ابياري فرياد وا ويلا دهم با بيقراري خدا با بيقراي صد زخم خنجر بين بر استخوانم پروانه ها رفتند از بوستانم در گذرگاه باد خزانم سوزد دل زاغ فغانم ، پس از دل خسته تاب و توانم.
كاش مي شد پدرم برگردد گونه از بوسه او ترگردد باز بينم رخ نيكويش شام هجران وي اخر گردد كاش مي امد غم ها مي رفت كاش ديده سويش به تمنا مي رفت از دل خون پريشان شده ام دلهره ترس تمنا مي رفت.
باباي مهربانم
بابا تو مهرباني بابا تو دل رواي تنها اميد مايي باباي خوش روانم كاش مي ماند قصه مهر به گوشم مي خواند لشكر ماتم اندوه بلا با نگاهي زوجودم مي راند كاش باباي زجانم بهتر مي كشيد دست نوازش برسر اين تن خسته نبود نهي مي نشانيد به محبت در بن
Boy Tanha Milad
در ابعاد این عصر خاموش من از
طعم تصنیف در متن ادراک یک
کوچه تنها ترم
بیا تا برایت بگویم تا چه اندازه
تنهایی من بزرگ است و تنهایی
من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمیکرد
« و خاصیت عشق این است »
MILAD KING BOX 2009
|
|
|
تنهایی من ... خیلی خسته هستم ... خواستم به همه بگم من میخوام زندگی کنم .. میخوام عاشقونه زندگی کنم .. میخوام با دست خودم خونه دلمو بسازم .. میخوام یه همزبون بشه تنها همزبون من .. میخوام یه مهربون بشه تنها مهربون من .. میخوام یه عاشق بشه تنها عشق من ... ولی افسوس که این دنیای بی رحم هیچ وقت عشمو بهم نداد ... خیلی دوست دارم بیشتر بگم .. ولی می دونم که تو خودت حال و روز منو می دونی ... تنهایی من .. از تو می خواهم ... همه حرفام و خاطرات گذشته زندگیمو تو این دفتر نوشتم و از تو می خوام که اینو تا ابد و از جون و دل نگهداری کنی .. و با تمام وجودت منو در آغوشت فشار بدی و در خونت رو بر روی هیچ کس باز نکنی و اگر هم باز کردی نشونی از من به هیچ کس نده ... بیا تا در کنار هم زندگی کنیم .. من خودم غذا درست می کنم .. چایی درست می کنم .. با هم می شینیم فیلم های عاشقونه نگاه می کنیم .. می ریم تو حیاط با هم بازی می کنیم .. همیشه دست نوازش بر سرم بکش .. لحظه لحظه روز با من و در کنارم باش .. هیچ وقت نذار درد یتیمی عشق به سراغم بیاد ... |
از تو می خوام هر وقت دلم گرفت باهات درد دل کنم .. هر وقت خواستم شاد باشم شریکم باشی .. هر وقت خواستم گریه کنم به تماشایم بشینی .. هر وقت یه همزبون خواستم تو فقط تنها همزبونم باشی .. و هر وقت خواستم بار سفر رو از این دنیا ببندم تو منو دفن کنی ....
|
تنهایی من از اینکه منو قبول کردی سپاسگذارم ... خیلی دوست دارم ... |
MILAD TANHA BOX 8000
سلام
سلامی گرم به تنهایی
اومدم یه کوچولو باهات درد دل کنم .
نمی دونم از کجا شروع کنم . دلم می خواد واست حرف بزنم و هر چی تو دلم هست رو بهت بگم ولی این کار رو نمی کنم . تنهایی من ، دوست دارم فقط آرامش داشته باشم . دوست دارم با تو که تنها آرامشم هستی هم صحبت بشم ، درد دل کنم ، گریه کنم ، بخندم ، تو بشی شریک زندگیم ...
آره ... می دونم که درد منو می دونی ، دلیل این همه بی قراری منو می دونی ... نمی خواد چیزی به من بگی ... ولی اینو بدون دنیا واسم خیلی کوچیک شده ... آره دنیایی که واسه کوچیکیام خیلی خیلی بزرگ بود حالا با این که بزرگ شدم خیلی خیلی کوچیک شده ... نمی دونم چرا اینجور شده . بارها از خودم پرسیدم چرا اینجور شده . و همیشه دلایل خیلی زیادی رو واسم آورده ... ولی تنهایی من می دونی که من اگر هزاران هزار دلیل هم آورده بشه من نمی تونم قبول کنم .
دوست دارم تنها بمونم ... دوست دارم با تمام خاطرات تلخ و شیرین گذشته و حال تنها زندگی کنم ... تو رو خدا دعوام نکن ... بذار بیام تو خونت ... نذار من تو این دنیای بی احساس و بی عشق و آرامش نابود بشم ... نذار پشت در خونت بمونم ... من هیچی نمی خوام ...
قول می دم ...
بذار وقتی شب می خوابم تو از من مواظبت کنی و آروم بخوابم ... بذار وقتی صبح بیدار می شم با صدای گنجشک ها بیدار بشم و نور قشنگ آفتاب به اتاقم بتابه ... و وقتی به حیاط خونت بیام سر سبزی بهشت رو ببینم ...
ادامه دارد............
MILAD TANHA BOX 8000

ان روز ها چقدر پاک و بیگناه با یک نگاه عاشق میشدیم با یک اشاره دل میباختیم وقتی به دل بستن فکر میکنم از همه ی ان سادگی ها به خنده می افتم ولی.نه اگرچه دل ها پاک و بی الایش اما زندگی مسیری به ان سادگی نداشت من به یک نگاه دل باختم وبه صد اشاره ان را پاک کردم میدانم انچه باید.اتفاق می افتد من به تقدیر نوشته شده ایمان دارم وفکرمیکنم انچه باید رخ میدهد پس خود را به سرنوشت می سپارم و ایمان دارم دل های پاک و بیگناه تقدیری زیبا دارند
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!
ورد 2003
سلام به دوستان گلم خوبین سلامتین
امروز خیلی خسته شدم گفتم بیام اپی کنم و احوالی از شما ها بپرسم
فکرتون در مورد خستگیم جای بدی نره منظورم از جای بد عاشقی بود نه این عشق لعنتی نیست دلیلش اینه من و تیم خودم که سرپرستی شو به عهده دارم روزی سه نوبت تمرین فشرده داریم چون 25 همین ماه مسابقات استانی داریم خیلی استرس دارم چون من ورزشو گذاشته بودم کنار ولی به اسرار نفری دوباره اومدم تو دور بچه های تییموم جمع کردم اول صبح دو اهسته و کششی و ظهر بدنسازی و شب تمرینات سنگین و فشرده بوکس تا 22 شب تا روز این کار منه برام دعا کنید که زحمات من نه بچه های گروه من بدون نتیجه نباشه
و در اخز از همه شما که وقت میذارین و به وب خودتون میاین سپاس گذارم و منو تمامی بچه های نینجو دست بوس همطون هستیم
M I l a d k I n g
سلام به دوستان گلم و مهربونم امیدوارم که سلامت باشید انقد دلم براتون تنگ شده بود که نمی تونم بگم چقدر همه شما گلید و من خارتون همه شما سرورین و من شنل
خب تو این مدتی که نبودم مثل اینکه دشمنانم زیاد و دوستانم خیلی کم و از همه ممنونم که خودشونو به من معرفی کردن و نشون دادن من این مطلب که نوشتم خدایش منظور به شما سرورانم نبوده و نیست نوشتم برای کسانی که به خودشون شک دارن یا کاری انجام دادن و از ترس که من فهمیده باشم اینطور قضاوت میکنن در مورد من من میخوام مطالبی که از این بهب بعد میزنم تو وب حرفهای دلم و از هر سه پست یک شعر همراه عکس بزنم خیلی حرف تو دلم تنبار شده از سمیرا ، زهرا ، مریم ، فاطمه ، طاهره ، مستانه ، هیوا ، غریبه ، نازنین ، دخترک تنها ، و خیلی از عزیزان دیگ که شرمنده اگه اسمشونو ننوشتم منو ببخشید چون یک ملیون اسمه خب بگذریم من میخوام با توجه به افکار شما خودو جمع کنم و احتیاج شدیدی بهتون دارم
Milad boy tanha
من میلاد پسر تنها خواهش میکنم مطالب وب من رو با ورد 2003 بخونید
و برای سرکفت خیلیا اومدم اومدم بگم که من همیشه هستم
صدای همهمه میآید.
و من مخاطب تنهای بادهای جهانم.
و رودهای جهان رمز پاک محو شدن را
به من میآموزند،
فقط به من.
و من مفسر گنجشکهای دره گنگم
و گوشواره عرفان نشان تبت را
برای گوش بی آذین دختران بنارس
کنار جاده «سرنات» شرح داده ام.
به دوش من بگذار ای سرود صبح «ودا»ها
تمام وزن طراوت را
که من
دچار گرمی گفتارم.
و ای تمام درختان زیت خاک فلسطین
وفور سایه خود را به من خطاب کنید،
به این مسافر تنها، که از سیاحت اطراف "طور" می آید
و از حرارت "تکلیم" در تب و تاب است
گل بود و می شکفت بر امواج آب ماه
می بود و مستی آور
مثل شراب ماه
شبهای لاجوردی
بر پرنیان ابر
همراه لای لای خموش ستاره ها
می شد چراغ رهگذر دشت خواب ماه
روزی پرنده ای
با بال آهنین و نفس های آتشین
برخاست از زمین
آورد بالهای گران را به اهتزاز
چرخید بر فراز
پرواز کرد تا لب ایوان آفتاب
آمد به زیر سایه بال عقاب ماه
اینک زنی است آنجا
عریان و اشکبار
غارت شده به بستر آشفته شرمسار
غمگین نشسته خسته و خرد و خراب ماه
داوودی در شب سپید هزار پر
سر بر نمی کند به سلام ستاره ها
برگرد خویش هاله ای از آه بسته است
تا روی خود نهان کند از آفتاب ماه
از قعر این غبار
من بانگ می زنم
کای شبچراغ مهر
ما با سیاهکاری شب خو نمی کنیم
مسپارمان به ظلمت جاوید
هرگز زمین مباد
از دولت نگاه تو نومید
نوری به ما ببخش
بر ما دوباره از سر رحمت بتاب ماه
همون اندازه شادی ناراحت شدم نمی دونم علتش چی بوده و از کسانی که داداش کچلوشونو فراموش نکردن
سر به من می زدن ممنونم من براشون تلافی میکنم چون ثابت کردند که پسرتنها رو دوست دارند میخوام ازتون
بپرسم که دوست دارید وبلاگمو چطور براتون اپ کنم با شعر یا هرچی که بگین!!!!!
تو را به جای همه ی زنانی که نمی شناخته ام دوست دارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست دارم
برای خاطر عطر نان گرم
و برای نخستین گل ها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
بی تو جز گستره یی بی کرانه نمی بینم
میان گذشته و امروز
از جدار ایینه ی خویش گذشتن نتوانستم
می بایست تا زندگی راا لغت به لغت فراگیرم
راست از ان گونه که لغت به لغت از یادش می برند
تو را دوست میدارم برای خاطر فرزانه گی ات که از ان من نیست
به رغم همه ان چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی دانم
می اندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی
تو خورشید درخشانی که بر من می تابی هنگامی که به خویش مغرورم
سپیده که سر بزند
در این بیشه زار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه انچه در بهار بوئیده ایم
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز
امتحاناتم ۱۰/۴/۸۸تمومه و من همیشه در کنارتونم
اگرچه طي شده شبم به فال چشم هاي تو
مرا رها نمي کند خيال چشم هاي تو
هميشه تشنه مي شود کوير چشم هاي من
به چشمه هاي روشن و زلال چشم هاي تو
کجا هواي شرجي و جنوب لحظه هاي من؟
کجا طراوت تو و شمال چشم هاي تو؟
من آن پلنگ زخمي ام که حول و حوش بيشه اش
هميشه جست مي زند غزال چشم هاي تو
و خواب ديده ام شبي که بر سکوي عاشقي
فقط نصيب من شده مدال چشم هاي تو
اميد من دلم از تو جدا نيست
مي خوام تو ياد من عشقت بميره
ولي از قلب من مهرت رها نيست
دارم آتيش مي گيرم از جدايي
ولي هيشکي به فکر قلب ما نيست
خدايا پس ميون اين همه دل
چرا حتي يکيشون باوفا نيست
همه دنيا مي دونن اين حديثو
که آرامش براي عاشقا نيست
بخدا شرمندم که دیر به دیر میام امیدوارم که منو ببخشید
من تا یک هفته دیگه مسابقه دارم و از تون میخوام که برای داداش کوچلو خودتون دعا کنید تا در این مسابقه پیروز شم این مسابقه حساس و ازاد بدون هر گونه ژوشش بدنی فقط یه لثه و یه بیضه بند دیگه کلاه و وسایل دیگه ندارم از تون میخوام که برام دعا کنید چون مسابقات انتخابی که بعدش میتونم برم به ارومیه تو رو خدا دعا کنید
King Box 2009
تمام شعر سپيدم ، فداي اون چشم سياهت
نگاه بي گل و دشتم، گداي چشم سياهت
نوشته شد به دل من،حروف نام قشنگت
به دست روز و شبي که فداي چشم سياهت
خيال روي تو ديشب، چه قصه ها که به من گفت
ز حرف ليلي و مجنون به جاي چشم سياهت
تو با صفاي نگاهت، براي آينه ماهي
سراب نيز ندارد، صفاي چشم سياهت
ميان گريه پاکم، تبسم تو شکفته
ميان خواب نگاهم، صداي چشم سياهت
من و بهار و شقايق، ز دل هواي تو داريم
براي خنده سرخت، براي چشم سياهت.
و اینکه من دانشگام و کم میتونم بیام ولی خدا شاهده همش تو فکرتونم چون بد رقم رفتیت تو تو میسر زندگیم
روی مزارم نایست و گریه نکن
من آنجا نیستم
من نمی خوابم
من هزاران باد هستم که می وزند
من درخشش الماس روی برف هستم
من اشعه ی خورشید روی جوانه دانه هستم
من باران پاییزی هستم
تو که در بوته ی بامداد بیدار میشوی
من بوریای بالاآمده هستم
من ستاره هایی هستم که در شب درخشیدن میگیرند
روی مزارم نایست و گریه نکن
من آنجا نیستم
من نمی خوابم.....
سلام خوبید عزیزانم
نمی دونم از ماجراهای من خبر دارید یا نه من این عشقم از دست رفت خیلی ساده و روی هیچ پوچ باز برای مخالفت پدر باز هم پدر نه من ها پدر دختر میگه بخاطر فاصله که دوره دیشب قرص زدم بالا که برم اره کار ادمای ضعیفه ولی من نیستم شاید بگید اگه نیستی چرا این کار کردی چون میترسم دوباره بعداز 5یا 6 سال دیگه دوباره عاشق بشم چون من خیلی دور فراموش میکنم خواستم عاشق نشم ولی شدم بهش گفتم من قبلا شکست خوردم و دوست ندارم که دوباره شکست بخورم گفت من تا اخر بهاتم ولی نبود چرا؟ چون به حرف اطریانش میره و زود تاثیر پذیره نمی دونم چی بگم بهش دوست ندارم نفرین کنم براش دعا میکنم قسمت من این نیست که با عشق زندگی کنم یه غم سنگین برام اومد که فراموش کردن این خیلی برام سنگینه سنگینه که کمر منو شکسته بد جور هه هه هه میگن جونی هنوز راه هست که بری نمیدونن که من خودم ته راه وایسادم و حرفای که اینا دارن میزنن مال مسیرهای قبلیه ای بابا چی بگم موندم توش که چی بگم با این همه بد بختی ها میگم خدایا من هنوز سعیده دوس دارم ولی اون دیشب اونی که همیشه میگفت میلادم دوست دارم ولی گفت دوست ندارم که دلم ریخت دلم ریخت که جمع نشد اون فکر میکنه که فراموشش میکنم نه هر وقت بخوام اپ کنم اسمشو مینویسم مینویم با دل خونم
دوستت دارم سعیده من
ان روز ها چقدر پاک و بیگناه با یک نگاه عاشق میشدیم با یک
اشاره دل میباختیم وقتی به دل بستن
فکر میکنم از همه ی ان سادگیها به خنده می افتم ولی.نه اگرچه دل ها پاک و بی الایش اما زندگی
مسیری به ان سادگی نداشت من به یک نگاه دل باختم وبه صد اشاره
ان را پاک کردم میدانم انچه باید.اتفاق می افتد من به تقدیر نوشته
شده ایمان دارم وفکرمیکنم انچه باید رخ میدهد پس خود را به
سرنوشت می سپارم و ایمان دارم دل های پاک و بیگناه تقدیری زیبا
دارند
خوسکلم

وقت رفتن نباید گریه کنی
اینجوری دلم برات تنگ نمیشه
می دونم هرجای دنیا که باشم تو دلم عشق تو کم رنگ نمیشه
اگه خونسرد نگام به دل نگیر دل تو یه روز از من خسته میشه
راسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتییییییییییییییییییییییییییی
نظر بدین تا من با توجه به سلایق شما وب آپ کنم هر چی باشه نظر دوستان هم مهمه
امان از درد بی کسی
امان از شهر بی صاحب
امان از دزدهای بی امان
امان از دل زینب
امان از دل مردم
امان از زن نا پاک
امان از نارفیقان
امان از دل ناخوش
حرف نزنید

از طرف سعیده به میلاد

هر شب وقتی تنها میشم حس میکنم پیش منی دوباره گریم
میگیره انگار تو آغوش منی روم نمیشه نگات
کنم وقتی اشک تو چشمامه با اینکه
نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه بارون
می باره و تو رو دوباره پیشم میبینه
اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها می بینم
اهنگ عوض کردم ببینید خوبه
سعیده دوست دارم عشقم
میخوام بگم که من و سعیده قرار نامزد بشیم و خیلی دوسشدارم به انداره هفت آسمون میدونید چرا چون خیلی با وفا با وقار با مهر و محبته من خیلی دوسش دارم و نمی تونم اونو یه لحظه تو ذهن خودم نیارم بخدا نمی دونم چطور احساسمو بگم من الان که دارم مطلب مینویسم ساعت 01:10 صبحه خانوادم میگن چرا شبا نمی خوابی چی شده که با محبت تر شدی واییییییییییییییی یک انقلابی تو زندگیم شده که نمی دونید من که بعد از غشق قبلیم به پرندهام نمی رسیدم هر صبح بلند میشم به همشون میرسم وایییییییییی سعیده تو تو تو وجود منی تو باعث شدی که من دوباره به وجود بیام
یه مژده به همطون ببینید و همه ببینن که مهر و محبت من که تو این مدت نبود چگونه شکوفا میشه و میبینید که محبت تنهایی کجا و محبت با سعیده جونم کجاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
خدا یا ازت میخوام این عشق منو مثل عشق قبلیم نکن که طاقت ندارم میمیرم اگه اینم بره
خب میخوام هر روز برای سعیده جونم تولد بگیرم که میلیونها سال با هم باشیم و با خوشی زندگی کنیم و امیدوارم با تمام وجودم برای همه شما ها دعا میکنم که همیشه خداو سیدالشهداء تو زندگیتون کمکتون کنه


