طرف الناز به سعیده دوست عزیزم..
تو را به جای همه ی زنانی که نمی شناخته ام دوست دارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست دارم
برای خاطر عطر نان گرم
و برای نخستین گل ها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
بی تو جز گستره یی بی کرانه نمی بینم
میان گذشته و امروز
از جدار ایینه ی خویش گذشتن نتوانستم
می بایست تا زندگی راا لغت به لغت فراگیرم
راست از ان گونه که لغت به لغت از یادش می برند
تو را دوست میدارم برای خاطر فرزانه گی ات که از ان من نیست
به رغم همه ان چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی دانم
می اندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی
تو خورشید درخشانی که بر من می تابی هنگامی که به خویش مغرورم
سپیده که سر بزند
در این بیشه زار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه انچه در بهار بوئیده ایم
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز
تو را به جای همه ی زنانی که نمی شناخته ام دوست دارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست دارم
برای خاطر عطر نان گرم
و برای نخستین گل ها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
بی تو جز گستره یی بی کرانه نمی بینم
میان گذشته و امروز
از جدار ایینه ی خویش گذشتن نتوانستم
می بایست تا زندگی راا لغت به لغت فراگیرم
راست از ان گونه که لغت به لغت از یادش می برند
تو را دوست میدارم برای خاطر فرزانه گی ات که از ان من نیست
به رغم همه ان چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی دانم
می اندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی
تو خورشید درخشانی که بر من می تابی هنگامی که به خویش مغرورم
سپیده که سر بزند
در این بیشه زار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه انچه در بهار بوئیده ایم
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز
امتحاناتم ۱۰/۴/۸۸تمومه و من همیشه در کنارتونم


